رکسانارکسانا، تا این لحظه: 13 سال و 6 ماه و 28 روز سن داره
رادمانرادمان، تا این لحظه: 7 سال و 4 ماه و 2 روز سن داره

عروسک خشگل من

مامان رکسانا خانم و آقا رادمان

سیسمونی اتاق دختر من

دختر ناز و گل و هنوز نیومده ی من.............عشق مامان............هستی من.............اگه بدونی چقدر دوست دارم و منتظر اومدنت هستم ........ امروز عکس اتاق و وسیله هاتو میذارم امیدوارم که خوشت بیاد عروسک خشگل من. اول از در اتاقت شروع میکنم که بهش برچسب های ناز زدم. و اینم اتاق دختر نازم اینم حوله حمام های رکسانا خانم    واینها هم داخل ویترین های کمدت و اینم تختخواب و پتو و تشک هات فندوق مامان و اینم لحاف مخمل سفیدت که مادر جون داده واست درست ک...
30 دی 1391

30/10/91 تولد بابا آرش

سلام شاهزاده ی مامان.امید وارم خوب خوب خوب باشی.تو که چند روزه با شیطنت ها دلم رو یه حالی میکنی.این روزها و لحظات شیرین ترین لحظه های ناب زندگیه منن چون خدای بزرگ و مهربون وجود شیرین تو رو تو وجود من قرار داده تا با هر حرکتت بفهمم که دارم مادر میشم و خدا بزرگ ترین لطفش رو شامل من حقیر کرده.تو پری قصه های من و بابایی هستی. داریم واسه اومدنت لحظه شماری میکنیم.راستی عروسک خشگل من امروز روز تولد بابا ارش .به سلامتی وارد 34 سالگی میشه.این اخرین سال تولد آرشه که بابا نیست .انشاالله و به امید خدا سال دیگه تولدش رو با هم و سه تایی جشن میگیریم به امید خدا. الفبا برای سخن گفتن نیست / برای نوشتن نام توست اعداد پیش از تو...
30 دی 1391

26/10/91

سلام عروسک خشگل مامان نمی دونم چرا این روزها مدام استرس دارم و دلشوره. دلشوره ی اومدن تو .راستش از زایمان می ترسم  حتی با این که تو فکرمه سزارین کنم.از اینکه نکنه خدایی نکرده واسه تو.......وای چقدر فکر و خیال های بد و وحشتناک دلگرفتگی با این همه استرس وای ببین چی میشه. امروز کمر درد گرفتم .دست و پاهامم درد میکنه،وای نکنه خدایی نکرده زایمان زود رس داشته باشم.به موقع و سالم بیا عزیزم تا مامانی این همه ناراحت نباشه و غصه نخوره وای که این روزها علاوه بر خوشی چقدر سخت و پر انتظاره.دلم می خواد الان سال دیگه همین موقع بود و تو داشتی واسم شیطنت میکردی تصدق شیطنت هات. و من بابایی کیفت رو میکردیم.راستی مادر جون واست داده خاله زه...
26 دی 1391

28 هفتگی 25/10/91

سلام جوجوی مامان. نمی دونم چرا امروز دلم گرفته دلم یه حالیه کار و بار اینجا تو دفتر خسته م کرده.از صبح تا ظهر می یام هم خودم رو خسته میکنم هم تو را .باز عصر همینطور.واسه چی ؟هیچی؟ می خوام بعد از عید برم کارخونه پیش بابایی ت با هم کار کنیم آقای یزدی خودش ازم خواست و بهم قول داد که یه کار خوب بهم بده. اما نرفته اونجا تو شدی دل مشغولیه من که چیکارت کنم و پیش کی بذارمت.اگه بخوام برم ساعت کاریم 5/7 صبحه تا 5/3 عصر.الهی مامان تصدقت بشه اونوقت چیکارت کنم کاش مادر جونت حاضر بشه که ازت مراقبت کنه .می دونم که خیلی دوست داره ولی نمی دونم ......زندگی سخته عروسکم خیلی سخت .بابایی دست تنهایی نمی تونه از پس مخارج بر بیاد باید هم پ...
25 دی 1391

فرزند دلبندم دوستت دارم

فرزند عزیزم: آن زمان که مرا پیر و از کار افتاده یافتی ، اگر هنگام غذا خوردن لباسهایم را کثیف کردم ویا نتوانستم لباسهایم را بپوشم، اگر صحبت هایم تکراری و خسته کننده است، صبور باش و درکم کن . یادت بیاور وقتی کوچک بودی مجبور میشدم روزی چند بار لباسهایت عوض کنم. برای سرگرمی یا خواباندنت مجبور میشدم بارها و بارها داستانی را برایت تعریف کنم… . وقتی نمیخواهم به حمام بروم مرا سرزنش و شرمنده نکن. وقتی بی خبر از پیشرفتها و دنیای امروز سوالاتی میکنم،با تمسخر به من ننگر. وقتی برای ادای کلمات یا مطلبی حافظه ام یاری نمیکند، فرصت بده و عصبانی نشو. وقتی پاهایم توان راه رفتن ندارند، دستانت را به من بده … همانگونه که تو اولین قدمهایت را ک...
24 دی 1391

24/10/91

سلام عزیز دل مامان.     سلام گیس گللابتون من. نمی دونی چقدر دوست دارم این چند ماهم به خیر و خوشی تمام بشه و تو بیای تو بغل من .دیوانه وار عاشقتم عزیزم. چند روزه دندون درد گرفتم خیلی بد جور که شبها نمی ذاره بخوابم . تو این بارداری تا الان سه تا چیز اذیتم کرده اول یه شب شانه درد بدی گرفتم طوری که مجبور شد بابایی نصفه شب من رو ببره بیمارستان خیلی بد دردی بود خیلی بد. یه بارم سرماخوردگی ناجوری گرفتم همش تب و هزیون و فقط از این می ترسیدم نکنه خدایی نکرده اتفاق بدی واسه تو بیفته خیلی استرس داشتم و حالا دندون درد.تو چیزی ت نشه من همه ی اینها رو به جون می خرم. اتاقت اماده ی آماده منتظر توست.چند روز...
24 دی 1391

داستان تصویری پرنده مهربان

پرنده مهربان   روزی  کوچولویی تصمیم گرفت با  اش به  پیاده روی برود او یک     و یک را درون   اش گذاشت   او اش را بر سر کرد    و   را درون قرار  داد و بیرون رفت  ناگهان تندی وزید و اش را روی  نوک انداخت یک کوچک زیبا که این اتفاق را دید روی  پرید و او را با نوکش به زمین انداخت و    کوچولو را      کرد بعد برای تشکر از کو...
19 دی 1391

طرز تهیه اولین سوپ کودک

مواد لازم :   هویج ۱ عدد سیب زمینی ۱ عدد آب ۵/۰ لیتر آرد برنج ۳ قاشق مربا خوری روغن زیتون ۱ قاشق مربا خوری     طرز تهیه : يک عدد هويج و يک عدد سيب زميني را به صورت قطعات کوچکي خرد کرده و درون قابلمه بريزيد. حدود 0/5 ليتر آب داخل آن اضافه کنيد و در آن را بسته و بگذاريد با حرارت ملايم تقريباً يک ساعت بپزد. زماني که مواد داخل قابلمه پخته شده و آب باقيمانده دردرون آن حدود يک استکان شد، شعله اجاق را خاموش کنيد. آب غذا را جدا کرده و مواد داخل قابلمه را کاملاً له کنيد و يا از صافي عبور...
19 دی 1391

12 چیز که در بارداری از دست میدهید

١٢چيز كه بيش از همه در دوران بارداري از دست مي‌دهيد بارداري خوبي هاي زيادي دارد مثل توجه، انتظار، شادي احساس تكان خوردن بچه اما مشكلاتي هم در كار است مثل مراقبت مدام، مشكل در خواب و تغييراتي در بدن كه خيلي بيشتر از آن تكان هاي دوست داشتني است. به مدت نه ماه شما از لذت هاي روزانه‌اي كه هيچوقت كاملا قدرشان را نمي‌دانستيد)مگر حالا كه از شما گرفته شده) باز مي‌مانيد. حال اين حسرت يك فنجان ديگر قهوه باشد يا دلتنگي مايوسانه براي شلوار جين تفنگي تان، صدها مادر منتظر ديگر روزشماري مي‌كنند تا به محض تولد فرزندشان لباسهاي قبل از حاملگي را به تن كنند. در اينجا 12 مورد از چيزهايي كه  مادران آينده بيش از همه در دوران ب...
19 دی 1391

علایم خطر در حاملگی

بسیاری از خانمها حاملگی نرمال دارند ولی دانستن علایم هشدار در حاملگی مهم است. اگر شما هر کدام از علایم زیر را داشتید سریعا با پزشک خود تماس بگیرید 1. vaginal bleeding ,خونریزی :احتمال سقط, کندگی جفت و جفت سر راهی وجود دارد 2.درد مداوم شکم و لگن وهمچنین درد در هنگام لمس یا فشار دادن شکم .(احتمال سقط وحاملگی خارج رحم ) *حاملگی خارج رحم معمولا در هفته 6 تا 16 علامت دار می شود 3.کمر درد مداوم وشدید که می تواند از علایم سقط یا زایمان زود رس باشد 4.لیک مایع آمنیوتیک باز هم می تواند از علایم سقط یا زایمان زودرس باشد ولی توجه داشته باشید گاهی نشت ادرار ویا ترشحات آبکی ممکن است با مایع آمنیوتیک اشتباه شود 5. تورم دستها و صورت می توان...
19 دی 1391